مرتضى مطهرى

86

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

يعنى حدوث . ولى وقوع با حدوث متفاوت است . هر وقت « حدوث » گفته شود عنايت به اين است كه يك چيزى كه نبود بعد وجود پيدا كرد . مىگويند حدوث يعنى وجودِ بعد از عدم . ولى در « وقوع » اين جهت قيد نشده ، يعنى شىء اگر وجود بعد از عدم پيدا كند وقوع پيدا كرده است و اگر وجودش بعد از عدم هم نباشد باز واقعيت و واقع است . در اصطلاح قديم خودمان و مخصوصاً در اصطلاح جديد ، كلمهء « واقعيت » زياد استعمال مىشود ، مىگويند واقعيت يعنى حقيقت قطع نظر از تصور و فكر ما يعنى قطع نظر از اينكه ما بدانيم كه آن هست يا نيست ؛ آن را مىگوييم واقعيتى است ، يعنى خودش فى حدّ ذاته وجود دارد ، حقيقت دارد . اينجا كه راجع به قيامت ، تعبير به « واقعه » مىشود يعنى امرى محقَّق و امرى موجود ، كما اينكه در آيهء ديگر تعبير به « حاقّه » شده است : « الْحاقَّةُ . مَا الْحاقَّةُ » « 1 » . مىشود گفت كه در اين تعبيرات اين معنا نهفته است كه شما به قيامت به چشم يك امرى كه واقع نشده است و در آينده بايد واقع شود نگاه نكنيد ، آن را يك امر واقع شده بدانيد ، حال يا از آن جهت كه به تعبير بعضى آنچنان قطعىّالوقوع است كه بايد آن را واقع‌شده فرض كنيد و يا از آن جهت كه مسألهء قيامت ، مسألهء زمان نيست كه در زمان آينده‌اى مىخواهد رخ بدهد ، مسألهء به اصطلاح « اطوار » است و اينكه الآن هم آن عالمى كه نامش « عالم قيامت » است به يك معنا وجود دارد ، آن يك واقعيتى است كه وجود دارد . عجيب اين است كه در سورهء واقعه وقتى كه راجع به دنيا صحبت مىكند گويى از امر گذشته صحبت مىكند . مثلًا : « وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْاولى » « 2 » نشئهء اولى را قبلًا مىدانستيد . يا راجع به اصحاب‌الشمال مىفرمايد ( اين خيلى صريح است ) : « وَ اصْحابُ الشِّمالِ ما اصْحابُ الشِّمالِ . فى سَمومٍ وَ حَميمٍ . وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمومٍ . لا بارِدٍ وَ لا كَريمٍ . انَّهُمْ كانوا قَبْلَ ذلِكَ مُتْرَفينَ » « 3 » . مثل اينكه الآن ما در قيامت واقع هستيم بعد مىگويد كه چرا اصحاب الشّمال اينچنين سرنوشت شومى دارند و چرا اينقدر معذّبند ؟ [ مىفرمايد ] اينها قبلًا مترف بودند . آيه مطلب را به گونه‌اى بيان مىكند كه [ گويى ] دنيا در مرحلهء گذشته است . « انَّهُمْ كانوا قَبْلَ ذلِكَ مُتْرَفينَ . وَ كانوا ( و چنين بودند نه

--> ( 1 ) . حاقّه / 1 و 2 . ( 2 ) . واقعه / 62 . ( 3 ) . واقعه / 41 - 45 .